خرید بک لینک
چقدر حس خوبیه که یه دفتر خاطرات قدیمی رو که قبلا ها ازارت میداد اما الان به یه موجود بی خاصیت اضافی تبدیل شده رو ببندی بزاری کنار

حداخافظ زندگی گذشته تلخ بی خاصیت من

نوشته شده در جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۶ساعت 8:48 توسط Aimable|

برچسب: نویسنده: نیکی زارعی‌پور تاريخ: جمعه 13 بهمن 1396 ساعت: 9:52

زندگی درسهای زیادی بهت میدهبیشتر از اون گذران عمر بهت درسهای بهتری میدهالبته همه این بستگی داره به اینکه خودتو در مسیری بندازی که بتونی خوب ببینی و بشنویاگر چشمو گوشتو ببندی هیچی فایده ندارهامروز با دیدن برنامه مهران مدیری که مهمانش پژمان جمشیدی بود یه چیزی یاد گرفتممن اصولا از این ادم خوشم نمیومد و همیشه میگفتم که چه معنی داره یه فوتبالیست بیاد بشه بازیگر اونم تئاتراما وقتی حرفاشو گوش دادم فهمیدم که همیشه چیزهایی هست که ما ازشون خبر نداریمیاد گرفتم که ادمها رو حرفاشونو و دلشونو بشنوم و بعد نظر بدمبهتر از اون اینه که یاد گرفتم اصلا نظری ندم وقتی راجع به اون موضوع چیزی نمیدونمآرزوم اینهاینقدر بهم هوشیاری بده این خداکه بتونم جلوی استفاده بیخود از زبون و فکرم رو بگیرمخوشحالمهمین نوشته شده در جمعه ۶ بهمن ۱۳۹۶ساعت 8:50 توسط Aimable|

برچسب: نویسنده: نیکی زارعی‌پور تاريخ: جمعه 13 بهمن 1396 ساعت: 9:52

سلام خونه قشنگمحال همه ما خوب استحال من و دنیل عزیزممردی که کم کم داره میشه یه سال که با حضورش زندگیمو عوض کردهداشتن یه یار خوب این ثقدر مهمه که اگر یار درست و خبی باشه میتونه تو رو در سن 34 سالگی دوباره از نو متولد کنهراستشو بخوای همیشه دوست داشتم یار همیشگیم یه ادم غربی باشهبا شناختی   که از خودم داره با روحیه من بیشتر سازگارروزگار خوشی داریمخانوده هم خیلی خوشحالنمادرم رابطه بسیار خوبی با دنیل داره با اینکه خیلی اینگلیسی بلد نیستولی برا هم خوب بلغور میکننهردو قربون صدقه هم میرناینثدر روحیه منو عوض کرده که همه بهم میگن به یه ادم دیگه تبدیل شدیو خانوادهن میگن برگشتی به دوران شاد و شنگولی مجردیتزندگی تلخ گذشته درسای خوبی بهم داد که دارم ازشون نهایت اسفاده رو میکنماگر خدا بخواد و چیزی پیش نیاد احتمالا تابستون باهم عازم ایرانیمزندگی من خیلی جالبهحتما خیلی هاتون فیلم بنجامین باتن رو یادتونهمن دقیقا همونماول یه انتخاب کور و زودم شوهر کردم و کلی پیر شدم سرش و در سن 33 سالگی زندگی رو تموم کردم و از اون جهنم اومدم بیرون و یه ادم نو متولد ششدم که هر روزم از روز قبل بهترهخدا رو شکرجالبتر اینه که چقدر پدر و مادرش برای من میمیرن و محبت دارنبرام عجیبه چون وقتی بر میگردم به گذشته تنها چیزی که یادمه یه خانواده روانی و عصبی و دایم در غم و غصه که هیچ وقت نتونستن مثه ادم با من ارتباط برقرا

برچسب: نویسنده: نیکی زارعی‌پور تاريخ: جمعه 13 بهمن 1396 ساعت: 9:52

صفحه بندی